محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
22
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
بامور خمسهء به تنهائي بدون تائيد بتجربه و تكرار و تكثار استعمال ناقص و ناتمام است و حكم بالجزم نمىتوان نمود بانها بغلبهء كيفيتي از كيفيات اربعه و يقين بمعني ظن غالب حاصل نمىكردد از انها زيرا كه مىتواند بود كه شئ ممتزج مركب بارد باشد و يا حار و طعم و رائحه و لون آن هريك جداجدا دلالت بر خلاف آن نمايند و از حيثيت اجتماعي بر خلاف آنها جهت آنكه ممكن است كه تركيب آن از اجزاء مختلفه باشد و جزو ذى طعم و يا رائحه و لون قوى و غالب بر ديكر اجزا باشد و در ممتزج همان ظاهر كردد چنانچه در تراكيب افيونيه و يا قطرانيه و يا راونديه و يا كافوريه رائحه افيون و كافور و لون افيون و قطران كه سواد و لون راوند كه زرد است مشاهده و ظاهر مىكردد و همچنين و رايحه و الوان و طعوم نيز و اما افيون و كافور كه لون آن هر دو بقولى دلالت بر برودت دارند و حدت رايحه و طعم آن هر دو دلالت بر حرارت و بقولى لون افيون نيز دلالت بر حرارت مىكند چنانچه ذكر يافت و لهذا منشأ توهم بعضى كشته و آن هر دو را حار دانستهاند و مىتوان توفيق و جمع بين القولين بدين طريق نمود كه آن هر دو از جملهء ادويهء مركبة القوىاند كه در انها دو جزو غالب است يكي لطيف حار كه حامل رائحه و باعث صدور افعال حرارت كشته و ديكرى كثيف ارضي بارد كه موجب لون و صدور افعال برودت شده و بعد ورود در بدن جزو لطيف حار آن بسبب فعل و انفعال با طبيعت اثر خود نموده به زودى بتحليل مىرود و زائل مىكردد و باقى مىماند جزو كثيف ارضى بارد آن مدت مديد و افعال برودت از ان صادر مىكردد * و بدانكه * الوان شش نوع مىباشند ابيض و احمر و اصفر و اخضر و اسود و ازرق و هريك را صفتي خاص است مانند يقق و قانئ و فاتع و ناصع و غريب و هالك نيز و واضح كه آن لون را بدان صفت در حالت كمال خود اتصاف نموده مىكويند ابيض يقق يعنى سفيد در كمال سفيدى و همچنين مىكويند احمر قانئ و اصفر فاقع و اخضر ناصع و اسود غريب و يا اسود هالك و ازرق واضح و ادله هريك از امور مذكوره بتفصيل در شروح قانون و كتب مبسوطه و رسائل اين فن مذكور است و چون اينجا گنجايش ذكر آنها نبود بدين مقدار اكتفا نمود و اما استدلال ماخوذ از افعال دوا چنان است كه آنچه در ان تفتيح و قبض باشد حار و يابس است يا برودت يعني مركب القوى است با غلبهء حرارت و آنچه در ان تحليل و لزوجت بود در ان ناريت و رطوبت غالب است و آنچه قوت آن بسيار لطيف و خفيف باشد و با قابل كوبيدن نباشد مانند سقمونيا و يا قابل شستن نباشد مانند كاسني دليل آن است كه جزو حار نارى آن بسيار قليل و لطيف است و جزو ارضي بارد كثيف آن بسيار و بر همين قياس استدلال بر احوال ديكر بايد نمود و اللّه اعلم بحقائق الامور كاهى لانه فاعلها و خالقها جل شانه * فصل * پنجم در بيان سبب اختلاف اقوال اطبا در ماهيت و خواص ادويه مخفى نماند كه چون اكثر ادويه بسبب اماكن و بلدان و فصول اربعه و خشكى و ترى و تازكي و كهنكي و خامي و كمال رسيدكي و امثال اينها مختلف الصور و الماهيت مىباشند پس هركاه شخصى مثلا در بلدى دون بلدى و يا در فصلى دون فصلى و يا در حين تازكى و يا در زمان خشكي و يا در وقت خامي و نارسي و يا در هنكام پختكي و رسيدكي و امثال اينها دواى را مثلا مشاهده نمايد و بحسب ادراك خود بيان ماهيت از شكل و رنك و طعم و رائحه و غير اينها از ان نمايد و ديكرى در غير آن بلد و اوقات و احوال ديكر ملاحظه نمايد و ماهيت و طبيعت و منافع و مضار آن را موافق محسوس خود ذكر نمايد و همچنين پس احوال مذكوره هريك لامحاله مخالف يكديكر خواهند بود و احاطه بر جميع احوال مراتب هر چيز مقدور شخص واحد نيست و همچنين هريك يك خاصيت و نفع و ضرر آن را بحسب اطلاع خود ذكر خواهند نمود و ظاهر است كه امور مذكوره منحصر در ان نيست و بحسب اوضاع فلكي و تغيرات انها اختلاف در امزجه و خواص ادويه واقع مىشود و باعث اشتباه در